جشن دندونه دختر عمو
گل مامان اینروزا زیادی وابستم شدی حق ندارم از پیشت یه قدم اونورتر بذارم از اینکه اینجوری وابسته ی منی عشق میکنم اما خوب بعضی وقتا کلافه میشم آخه میدونی مامانی دست تنهاست و کار خونه میمونه دیروز یه وضعی بود که از بهارک دختر عموم خواستم بیاد باهات بازی کنه تا من کارامو بکنم که امروز خوش به حالت بودو کلی باهاش بازی کردی طوری که با اینکه حموم هم کرده بودی اما از صبح تا شب فقط 45 دقیقه خوابیدی.با همه ی اینها عاشقتمممممممم. دیشب یه وقت متوجه شدیم انگشت سبابت خونیه و زخمی شده اما چه جوری نمیدونم خلاصه چسب زدیمو کلی مکافات سر این چسب زدن داشتیم.(عکساش تو ادامه مطلب) امشبم مامان بزرگ برا دندون در آوردنه نورا مراسمی داشت که عمه ه...
نویسنده :
مامان اروین
9:25








