و اما تولد 1سالگی
واین چنین است روزگار که تا به خود آیی١سال گذشته است و رفته و باز نمی گردد.... پسرک بی همتای من راضیم که این١ ساللحظه هایت را نفس کشیدم...عشق کردم...با خنده هایت قهقهه سر داده ایم./مستانه مستانه من و پدر همیشه مهربانت.با بی قراریهای قبل از خوابت بی قرار شدم و در خفا با اشکهای بی قراریت اشک ریختم باران باران. و اینگونه برایت روزهای سبز و ماندنی/عمر صد ساله ی با عزت/آزاد /در کمال آرامش و از همه برترامیدوارم عشق به معنای واقعی بسان عشق بی حد و حصر ما به تو/را تجربه کنی که بسی وصف ناشدنیست. و این گونه است که در کلام دیگر می گوییم وقتیاروین کوچک بود...ببین مادر چه زود می گذرد و من چه عاشقترت می شوم.نفسهایت را ...
نویسنده :
مامان اروین
17:11







