ارویناروین، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره

می نویسم برای شیرینی زندگیم...اروین

اروینم عاشقتم

هر روز بیشتر عاشقت میشوم و هر روز فکر میکنم امروز نهایت عشق است اما . . . فردا می آید و من خدا را سپاس میگویم از این نعمت عظیم . . . نعمت مادر بودنم شیرخواره من ،شیره جانم هزاران بار به کامت باد لحظه ایست آن لحظه ، آن لحظه که مرا با تمام وجود نازنینت طلب میکنی اینها همه برای تو احساس پاک مادرانه است و بس صبحگاه . . . شنیدن آوازی از کلمات شیرینت ، لبخند مهربانت ، هر روز بالیدنت ، هم بازی شدن با تو اینها برای من تکرار نشدنی است خدایا بچشان به آنهایی که آرزویش را دارند نگهبانش باش مهربانم . . . آمین ...
11 مهر 1392

کلی عکس و خاطره

اول از همه این عکس تقدیم زن عمو جون که خیلی وقته قولشو دادیم عکسای کنار دریا تو راه مشهد خونه یبابابزرگ در مشهد وژست گرفتن برا عکس اینم چند تا عکس تومشهد از زائر کوچک من(حوصله ی لباس پوشیدن نداشتی با لباس خونگی اومدی) حوله ی نو مبارک سلام مهندس اینجام پسرم آماده شده بره تئاتر یه خواب ناز بازدید از کارخو نه ی واتا دامنه کوههای سبلان و عشق آب اروین اینم تیپ دهاتی پسرم اینجام اروین اصرار داره تخمه رو خودش بشکنه اروین و کلی خاطره تو شهربازی الماس شهر قربونه ژست گرفتنت خوش تیپ مامان بد...
10 مهر 1392

کلی عکس و خاطره

اول از همه این عکس تقدیم زن عمو جون که خیلی وقته قولشو دادیم عکسای کنار دریا تو راه مشهد   خونه ی بابابزرگ در مشهد و ژست گرفتن برا عکس اینم چند تا عکس تومشهد از زائر کوچک من(حوصله ی لباس پوشیدن نداشتی با لباس خونگی اومدی) حوله ی نو مبارک سلام مهندس اینجام پسرم آماده شده بره تئاتر یه خواب ناز بازدید از کارخو نه ی واتا دامنه کوههای سبلان و عشق آب اروین اینم تیپ دهاتی پسرم اینجام اروین اصرار داره تخمه رو خودش بشکنه  اروین و کلی خاطره تو شهربازی الماس شهر قربونه ژست گرفتنت خوش تیپ مامان بدون شرح ...
10 مهر 1392

تو لد مبین

جمعه شب تولد مبین بود و شمام که تو هر تولدی نقش دیجی و رقاص مجلسو بازی میکنی و کلی مجلسو گرم میکنی بازم نازنین مامانی کلی رقصیدی و همه رو مجبور کردی که دست بزنن آی قربونه رقصات و انشالله مبین جون که خیلی زحمتتو میکشه تولد ١٢٠سالگیشو جشن بگیره. ...
7 مهر 1392

تو لد مبین

جمعه شب تولد مبین بود و شمام که تو هر تولدی نقش دیجی  و رقاص مجلسو بازی میکنی و کلی مجلسو گرم میکنی بازم نازنین مامانی کلی رقصیدی و همه رو مجبور کردی که دست بزنن آی قربونه رقصات و انشالله مبین جون که خیلی زحمتتو میکشه تولد ١٢٠سالگیشو جشن بگیره. ...
7 مهر 1392

با بای تخت کوچک من

خوشگل مامانی یه مدتی بود رو تخت ننی دارت جا نمیشدی و اگه توش میخوابیدی دست و پاتو به در و دیوارش میزدی و از خواب میپریدی به همین خاطر خواب بعد ظهرتو مهمونه تخت بابا مامان بودی و شبم تو حال میخوابیدی دیروز تصمیم گرفتیم اونو ور داریم تخت نوجوونی رو به پا کنیم که کلی خاطره با این تخت کوچولوت داشتی و این اواخر یکی از اسباب بازیهاتو میذاشتی توش و تکونش میدادیو میخوندی یایا یایا،آی قربونه لالا گفتنت .و عرضم به حضورت که دیروز کلی به بابا کمک کردی و با پیچ گوشتی داشتی پیچهای تختتو وا میکردی که عکساشو برات میذارم بعد اینکه دکوراسیون اتاقتو عوض کردیم کلی حال میکردی و از اینکه تختت بزرگ شده بود خوشحال بودی نکته ی جالبش اینجا بود که اسم پیچ گوشتیهارو ...
7 مهر 1392

با بای تخت کوچک من

خوشگل مامانی یه مدتی بود رو تخت ننی دارت  جا نمیشدی و اگه توش میخوابیدی دست و پاتو به در و دیوارش میزدی  و از خواب میپریدی به همین خاطر خواب بعد ظهرتو مهمونه تخت بابا مامان بودی و شبم تو حال میخوابیدی دیروز تصمیم گرفتیم اونو ور داریم تخت نوجوونی رو به پا کنیم که کلی خاطره با این تخت کوچولوت داشتی و این اواخر یکی از اسباب بازیهاتو میذاشتی توش و تکونش میدادیو میخوندی یایا یایا،آی قربونه لالا گفتنت .و عرضم به حضورت که دیروز کلی به بابا کمک کردی و با پیچ گوشتی داشتی پیچهای تختتو وا میکردی که عکساشو برات میذارم بعد اینکه دکوراسیون اتاقتو عوض کردیم کلی حال میکردی و از اینکه تختت بزرگ شده بود خوشحال بودی  نکته ی جالبش اینجا بود که ...
7 مهر 1392