ارویناروین، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره

می نویسم برای شیرینی زندگیم...اروین

مسافرت نوروز 92(1)

پسر کوچولوی خوشگل من امسال لحظه سال تویل دقیقا ١سال و ١ماهو٤ساعتو ١٢ دقیقه سن داشت اما طبق معمول به خاطر وقت خوابش اخمو و بد اخلاق بود آخرشم لحظه سال تحویل خوابش برد لحظه سال تحویلم کنار حرم حضرت معصومه بود کلیم زیارت کردو وقتی منو باباش نماز میخوندیم کلی دوست پیدا میکرد اصلا هم نمیخوات از حرم بیاییم بیرون.حالا چند تا عکس از سفر خوشگل و نازم به قم   ...
18 فروردين 1392

مسافرت نوروز 92(2)

مارکوپولوی کوچولوی ما ١ فروردین از قم حرکت کرد رفت جمکران وقتی رسیدیم خواب خواب بود باباباش موندو تو ماشین و یه کم خوابید بعدش بیدار شده بود و باهم اومده بودن داخل حیاط و کلی عکس گرفته بودن وقت نماز ظهرم اومد پیش من و طبق معمول باچند تا از بچه ها دوست شد و مشغول بازی تا من نمازمو بخونم و بدینسان سفر زیارتی عشق مامان تموم شدوآقا اروین حرکت کرد به طرف تهران خونه خاله نگار ...
18 فروردين 1392

مسافرت نوروز 92(2)

مارکوپولوی کوچولوی ما ١ فروردین از قم حرکت کرد رفت جمکران وقتی رسیدیم خواب خواب بود باباباش موندو تو ماشین و یه کم خوابید بعدش بیدار شده بود و باهم اومده بودن داخل حیاط و کلی عکس گرفته بودن وقت نماز ظهرم اومد پیش من و طبق معمول باچند تا از بچه ها دوست شد و مشغول بازی تا من نمازمو بخونم و بدینسان سفر زیارتی عشق مامان تموم شدوآقا اروین حرکت کرد به طرف تهران خونه خاله نگار ...
18 فروردين 1392

چند تا عکس از چهارشنبه سوری 91

اینجا آماده شدی بری خونه بابا بزرگ اینجا تشکر میکنی از بابا بزرگ بخاطر پولی که به عنوان هدیه ٤شنبه سوری بهت داده آی قربونش اینجا به احتمال زیاد داری پولاتو میشماری اینجا همراه آرمین و آرمان و بابا رفتی حیاط تا ترقه بندازین هیچ ترسیم از هیچی نداری حتی صدای تفنگ بابا بزرگ اینم چند تا عکس با نورا دختر عمو جون که حس میکنی خیلی ازش بزرگتری ...
18 فروردين 1392

چند تا عکس از چهارشنبه سوری 91

اینجا آماده شدی بری خونه بابا بزرگ اینجا تشکر میکنی از بابا بزرگ بخاطر پولی که به عنوان هدیه ٤شنبه سوری بهت داده آی قربونش اینجا به احتمال زیاد داری پولاتو میشماری اینجا همراه آرمین و آرمان و بابا رفتی حیاط تا ترقه بندازین هیچ ترسیم از هیچی نداری حتی صدای تفنگ بابا بزرگ اینم چند تا عکس با نورا دختر عمو جون که حس میکنی خیلی ازش بزرگتری ...
18 فروردين 1392

عید تون مبارک

دوستان سال نوتون مبارک قبل عید که نشد بیاییمو از شیطنتا و خاطره های گل پسرمون بنویسیم آخه امتحان نظام داشتمو کلی سرم شلوغ بود الانم که اینجام کلی کار ریخته سرم آخه تازه دو روزه از مسافرت اومدیم و اروین خان خوشگل ما ١٥ روز تو سیر و سیاحت بودن کلی خاطره و تجربه کسب کردن که سر فرصت ریز به ریز همشو اینجا براش ثبت میکنم فعلا خستگی نمیذاره بیشتر از این اینجا باشم فقط اومدم سال نو رو تبریک بگم ...
14 فروردين 1392

عید تون مبارک

دوستان سال نوتون مبارک قبل عید که نشد بیاییمو از شیطنتا و خاطره های گل پسرمون بنویسیم آخه امتحان نظام داشتمو کلی سرم شلوغ بود الانم که اینجام کلی کار ریخته سرم آخه تازه دو روزه از مسافرت اومدیم و اروین خان خوشگل ما ١٥ روز تو سیر و سیاحت بودن کلی خاطره و تجربه کسب کردن که سر فرصت ریز به ریز همشو اینجا براش ثبت میکنم فعلا خستگی نمیذاره بیشتر از این اینجا باشم فقط اومدم سال نو رو تبریک بگم ...
14 فروردين 1392

توانایی های 11 ماهگیت

خوشگلم کمی دیره اما مامانی اینروزا مشغله اش زیاده آخه ٢٦ امتحان داره و تا تو میخوابی میره سر درس و مشق.١سال گذشت و تقریبا پیشرفتاتو تو هر ماه برات نوشتم الا این ماه آخر که اگه همکاری کنیو یه ربع دیگه هم بخوابی برات مینویسم به میل خودت ٤٠ و٥٠ قدم را میری با لال بازی و دادو بیداد بالاخره منظورتو میفهمونی دندونات همون ٦ تان این ماه یه کم از وابستگیت کم شده و حداقل میتونیم ناهارمونو بپزیم گاها قهر میکنی بابا هم که از سرکار اومد اجازه نداره از کنارت جم بخوره تا به پشت میخوابم میای سوار کولم میشی و کلی کیف میکنی دیگه تو ماشین نمیخوابیو دقتت به اطراف زیاد شده در خونه مامان بزرگ و دایی رضا رو میشناسیو تا...
7 اسفند 1391

توانایی های 11 ماهگیت

خوشگلم کمی دیره اما مامانی اینروزا مشغله اش زیاده آخه ٢٦ امتحان داره و تا تو میخوابی میره سر درس و مشق.١سال گذشت و تقریبا پیشرفتاتو تو هر ماه برات نوشتم الا این ماه آخر که اگه همکاری کنیو یه ربع دیگه هم بخوابی برات مینویسم به میل خودت ٤٠ و٥٠ قدم را میری با لال بازی و دادو بیداد بالاخره منظورتو میفهمونی دندونات همون ٦ تان این ماه یه کم از وابستگیت کم شده و حداقل میتونیم ناهارمونو بپزیم گاها قهر میکنی بابا هم که از سرکار اومد اجازه نداره از کنارت جم بخوره تا به پشت میخوابم میای سوار کولم میشی و کلی کیف میکنی دیگه تو ماشین نمیخوابیو دقتت به اطراف زیاد شده در خونه مامان بزرگ و دایی رضا رو میشناسیو تا میرسیم ع...
7 اسفند 1391