20 ماهگیت مبارک
سلام عشق مامانی شاهزاده ی کوچک من چی بنویسم از کجا بنویسم موندم از کجاشروع کنم بذار اول از همه از آقا شدنت از بزرگ شدنت بگم عزیز دلم یه دونه ی مامانی تولد ٢١ ماهگیت مبارک ٢١ ماه گذشت و هر روز بیشتر از دیروز شدی همدم مامانی .روز به روز بینظیرتر و دوست داشتنی میشی بعضا کارایی انجام میدی که حیرون میمونم پسرم کی بزرگ شدو من نفهمیدم .دامنه لغاتت خیلی دیگه گسترده شده فکر نکنم بتونم همشو اینجا بنویسم ولی تا جایی که میتونم برات مینویسم آهو،اوش(گوش)،زیتون،بسی(بستنی)،پیشو(پیچ گوشتی)،آخ(شاخ)،اوشت(گوشت)،ماشین،دو دو(پاشو)،اتو(بشین)،یلام(سلام) اب(ابر)چیپ(چیپس)و...
وقتی ازت میپرسیم اسم داییت چیه؟اپشین
اسمت چیه؟اوین
گربه میگه؟میو میو
سگه میگه؟هاپ هاپ
ماره میگه ؟سسسسسسسسسسس
جوجه میگه؟جیک جیک
خروسه میگه؟قوقولی قوقو
اینارو ما میپرسم و تو با اون زبون شیرینت جواب میدی
اتفاق خوبی که تو ٢١ ماهگیت افتاد رفتن مامانت به یه دوره ی کاری بود که البته برا مامانت خوب بود برا شما خوشگل مامانی شاید خاطره بدی بود که برا اولین بار مامان تو رو ١٢ ساعت تنها میذاشت ولی تو عزیز دلم با این تنهایی کنار میومدی البته بهت بدم نمیگذشت با با با میرفتی پارک ،خونه عمو حسین. عاشق عمو حسین و دامادش بودی کلی باهاشون بازی میکردی و وقت خداحافظی پشت سرشون کلی بیقراری و گریه میکردی. تو پارک خاله اینام چند تا گربه بود که باهاشون بازی میکردی و کلی با لگد میزدیشون . این دو هفته رو خونه ی عمو هادی بودیم و کلی بهش زحمت دادیم نکته جالب اینجا بود که شب کلی باهاش بازی میکردی و کلی سرو کله هم میپریدین و لی فردا که از سر کار برمیگشت ازش خجالت میکشیدی. هادیم بهت گیر میداد بریم حموم و شما میگفتی نوخ حالا اگه هادیم نمیپرسید میرفتی وای میستادی جلوش میگفتی حموم حموم تا اون بگه بریم حموم و تو بگی نوخ. قضیه نوشابه خوردن هم یه سوژه شده بود برات، سر صبحونه هم نوشابه میا وردی تا عمو هادی مراسم بعد نوشابه رو برات اجرا کنه.خلاصه که بابایی مهربانت خیلی زحمت کشید و پابه پامون اومد تا نه شما گل پسرش اذیت شی نه من ،که از همینجا ازش تشکر میکنم و انشالا بتونم جبران کنم
یه روزم رفتیم باغ وحش و کلی حال کردی و همه حیوونات حیات وحشو دیدی خرگوش و مرغ و لاکپشتم دستت گرفتی . متاسفانه این اولین سفری بود که بدون دوربین رفته بودیم و از کل ١٥ روز گشت و گذارت فقط از همین باغ وحش اونم با دوربین خاله لیلا عکس انداختیم که دست گلش درد نکنه. که تو پستای بعدی برات آپلود میکنم
کتاب خوندنتم به حد اعلاش رسیده کلی چیزم از کتابات یاد گرفتی
خوشگل مامانی یدونه ی زندگیم عاشقانه هایم برای تو


20 ماهگیت مبارک
