شیر مرد مامانی زودی خوب شو
سلام عسل مامانی اینروزا بهت سخت میگذره از یه طرف شدیدا تب کردی از یه طرفم مامانی داره میره کار آموزی .اما میدونم تو با اینا کنار میای یعنی پسر مامانی بنا به دلایلی که تو پستای بعد بهت میگم مجبوریم از پریروز شدید تب داری دکترم بردیمت اما دو شب هر دو بیخوابیم و صبح زودم باید پاشیم و بریم من سر کار شما شیر مرد من خونه ی مامان بزرگ. پنج شنبه آزمایشی بردمت مهد اوایل خجالت میکشیدی ولی بعد خوب با مربیت جفت و جور شدی میخوام بعد این دوره یه چند روزی باهم بریم تا عادت کنی تا هم تو وهم من راحت شیم و توهم تو یه جای ثابت بمونی عسل مامانی میدونم سختته .اما اینم میدونم تو هم مثل مامان بابات این سختیها رو به جون میخری تا شاید...قربونه مامان مامان گفتنات که وقتی نمیبینمیتم تو گوشمه امروز ٣روزه جز شیر هیچی نمیخوری و این بیشتر داغونم میکنه پسر مامان زودی خوب شو تا مامانم خوب شه. برم باز بیدار شدی عاشقتم...


شیر مرد مامانی زودی خوب شو
