ارویناروین، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 9 روز سن داره

می نویسم برای شیرینی زندگیم...اروین

مامانی قربونت

1392/10/4 11:22
نویسنده : مامان اروین
227 بازدید
اشتراک گذاری

اروین قشنگم شاهزاده ی قلبم اینروزا دلم برات میسوزه نمیدونم چیکار کنم صبحها که بیدار میشیم بهونه میگیری مهد نری اول بابارو میخوای بعد میگی بریم حاجی(منظورت بابابزرگته)امروزم که یه کم سرما خورده بودی تا دیدی میخواییم آماده شیم گفتی لالا دارم اومدی رو پام تا نیم ساعت چشاتو به زور بسته بودی که مبادا من بگم بریم فدات مامانی به خدا چاره ای نیست به منم سخت میگذره ولی چه میشه کرد باید اینروزا رو طی کرد میدونم تو شیر مرد مامانی به این وضعیتم زودی عادت میکنی قربونه دلت ،اشکات، مامانی گفتنت ،خنده هات ،جی جی کردنات، قربونه دنیای کو چیکت که برا من خیلی بزرگه.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

شادی
8 دی 92 19:40
عزیزم
مامان نورا
9 دی 92 0:37
نازی اروین اشکمو در آوردی پسر ولی تو مردی ما هممون دوست داریم تازه از تو خونه موندن تا خود عصر که باباهامون میاد بهتره که !
مامان اروین
پاسخ
ممنون زن عمو دیگه کم کم عادت کردم
لیلا
21 دی 92 19:36
ای جون من!عیب نداره!منم این جوری بودم کوچولو!ولی وقتی بزرگ می شی ازین که با مامان و بابا همکاری کردی حس خیلی خوبی بهت دست می ده و به مامانت هم که فعالیت اجتماعی داره افتخار می کنی!