سلام یه دونه ی زندگیم
سلام عشق مامانی سلام جونه مامانی شرمندته مامانی . این رو زا سرش شلوغه و نمیرسه وبلاگتو آپدیت کنه. گل پسر مامانی خیلی خیلی باهوش و شیطون شدی دیگه نمیتونیم کاری بی حضور تو انجام بدیم و البته اینو بگم که دیگه کامل کامل با پوشک خداحافظی کردی و برا خودت مردی شدی و حدودا یه ماهی میشه که کامل میری دستشویی و خرابکاریم نمیکنی فدات بشه مامانی. دیگه کامل جمله میبندی و علاوه بر اون تازگیا شعرم میخونی (جوجه جوجه طلایی نوکش سرخ و حنایی چگونه بیرون جستی )قربو نه زبان شیرینت . خونه ی همه ی فک و فامیلو بلدی وتا به حوالی خونه شون میرسیم خیلی دقیق اسمشونو میگی که خونه کی میریم. هر چی خراب میشه بابا درست میکنه هر چی تموم میشه بابا میخره قربونت برم تازگیام همه چی مال خودته دیروز یه هو پریدی بغلم دستمو حلقه کردی دور گردنم و محکم فشار دادیو گفتی مامان مال خودمه به هیشکی نمیدم به بابام نمیدم خیلی حس قشنگی بود این جملت که گفتی مامانمو دوست دارم . قربونت بره مامانی که اینهمه مهربونی . بعد از ظهرام معمولا میای دفتر و کلی شلوغ بازی در میاری از خوراکیهام عاشق بستنی هستی عاشق ذوق کردناتم وقتی بستنی رو میبینی فدات شم عزیزم .
گاها حس میکنم مامان خوبی برات نیستم و همش کم میذارم برات ولی خوب تو پستای قبلی بهت گفتم و امیدوارم که بزرگ شدی در کت از این موضوع بیشتر بشه.


سلام یه دونه ی زندگیم
