با بای تخت کوچک من
خوشگل مامانی یه مدتی بود رو تخت ننی دارت جا نمیشدی و اگه توش میخوابیدی دست و پاتو به در و دیوارش میزدی و از خواب میپریدی به همین خاطر خواب بعد ظهرتو مهمونه تخت بابا مامان بودی و شبم تو حال میخوابیدی دیروز تصمیم گرفتیم اونو ور داریم تخت نوجوونی رو به پا کنیم که کلی خاطره با این تخت کوچولوت داشتی و این اواخر یکی از اسباب بازیهاتو میذاشتی توش و تکونش میدادیو میخوندی یایا یایا،آی قربونه لالا گفتنت .و عرضم به حضورت که دیروز کلی به بابا کمک کردی و با پیچ گوشتی داشتی پیچهای تختتو وا میکردی که عکساشو برات میذارم بعد اینکه دکوراسیون اتاقتو عوض کردیم کلی حال میکردی و از اینکه تختت بزرگ شده بود خوشحال بودی نکته ی جالبش اینجا بود که اسم پیچ گوشتیهارو ...
نویسنده :
مامان اروین
0:07





