شمارش معکوس
و برای دومین بار به شمارش معکوس برای تولدت مشغولم و هر روز را در این روزهای واپسین دو سالگیت جشن میگیرم آخر هرروز دوست داشتنی تر از دیروزی و هرروزت جای هزاران بار شکر دارد که خداوند نازنینی مثل تو رو به من و بابایی داده . نفس مامانی یه دو نه ی زندگیم دوست دارم با تمام وجود . الان بیشتر از یه ماهه میری مهد دیگه عادت کردیو کلی دوست پیدا کردی و قتی میپرسیم اسم دوستات چیه میگی شبا(صبا)مهتی(مهدی) مائده،حامد پامیس(پارمیس)و آرمین. به مربیاتم که استثنا ئا شما میگین عمه در حالیکه همه میگن خاله. تا حالا به هیشگی نگفته بودی خاله تا چند روز پیش که به خاله بابا (خاله نگار)گفتی خایه قربونه زبون شیرینت . دو هفته ای هم بود که منو شما مام...
نویسنده :
مامان اروین
12:11






