ارویناروین، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره

می نویسم برای شیرینی زندگیم...اروین

تولد آیلین

1392/9/17 1:01
نویسنده : مامان اروین
229 بازدید
اشتراک گذاری

خوب این  دومین سالیه که تو تولد آیلین شرکت میکنی و مثل همیشه ذوق کرده بودیو شمع رو فوت میکردی اینجور جاها که با داییها یه جا جمعیم یه مشکلی داریم که تو همش دنبال ثمینی و اونم میخواد با آیلین بازی کنه و هی غر غر میکنی و منم سر ثمین نق میزنم خلاصه که دیرو زم همین برنامه رو داشتیم و تو با هیچ کس بازی نمیکردی و گیر داده بودی ثمین و جونم برات بگه که بخاطر ماه محرمم بساط بزن و برقص نبود و شمام یه کوچولو سرماخوردگی داشتیو  سر حال نبودی

کوچولوی مامانی اینروزا مامان خیلی در گیره ،هم در گیره کارای نمایندگی که بالاخره مغازه رو گرفت و هم درگیر امتحان نظام. و یه ماهی بود شمارو به قول خودت تاب تاب نبرده بود خلاصه که دیروز جمعه ساعت ١ زدیم بیرون و شما هی گفتی تاب تاب رفتیم شورابیل اردکها رو رو آب دیدیو کلی ذوق کردی متاسفانه شهر خورشید بسته بود و شمام که دیگه طاقتت تموم شده بود هی میگفتی تاب تاب تاب تاب اواوره و ...خلاصه رفتیم پارک سر پوشیده الماس شهر اول که سوار اسب شدی بعد طبق روال بردمت تاب تاب اما اصلا حال نکردی تایممون تموم نشده اومدیم بیرون و با بابا رفتی ماشین سواری که ماتو مبهوت فقط نگا میکردی بعد اونم گیر دادی میخوای سوار سفینه بشی که من گفتم میترسی اما مثل شیر مردا نشستی وکنجکاوانه به چراغها و طرز چرخیدش نگا مییکردی بعدش سوار قطار شدی که تو این خیلی حال میکردی یه دورش که تموم شد اصلا پایین نیومدی و دوباره بایه دخترخانوم دیگه نشستی اولین واگن و دیگه مارو هم نمیشمردی و تند تند فرمونو میچرخوندی قربونه ذوق کردنات .انشالا عکساشو تو پستای بعد میذارم.

اروین نازو مهربونم خیلی دوست دارم

من دقیقا نمیدانم این منم که در تلاشم برای تربیت تو یا تویی که ندانسته در تک تک حرکاتت من را تربیت

میکنی؟

گاهی وقتا از نگاه معصومت هزار درس میگیرم....

حس میکنم پاکی تو را هزار بار اگر مشق کنم باز هم یاد نمیگیرم!

همیشه پاک بمان

نگذار در پیچ و خم این روزگار اینهمه بی الایش بودنت مورد گزندی قرار بگیرد

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)