تولد و مهد کودک
شنبه ی هفته ی پیش یعنی دو روز بعداز روز تولد برا آقا اروین نفس مامانی تو مهد یه تولد کو چولو گرفت گرفتیم بقول اروین خانوم مودیر کلی زحمت کشیده بود و جایگاهه اروینو تزئین کرده بود منم کیک و کلاه و چند تا بادکنک بردیم تا اروین خوشگلم و دوستاش کلی حال کنن . من یکم دیر رفتم و رفتم دیدم دوستای اروین براش کلی رقصیدن. و منتظر من شدن
شرمنده ناز گلم آخه دوتا مهمون ویژه هم داشتیم که تا اونارو بردارم و اجازه مبینا رو از مدرسه اش بگیریم طول کشید و اما عکسای تولد در مهد .
این از کیک تولدت و تزئین میزش که خانوم مدیرتو مربیات زحمت کشیدن(دستشون درد نکنه)

آقا تولدت مبارک این چه قیافه ایه گرفتی


اینجام داری شمع تو میذاری تا فوت کنی ای جووووووووونم

داری فکر میکنی از این برچسبا به دوستات بدی یانه



این صبا کوچولو هست که خیلی دوسش داریو اون باعث شد شما عزیز دل شیر بخوری و گرنه لب به شیر که نمیزدی(یعنی میشه از اینا بخوریم)

و اما اندر احوالات کیک خوردن

اینم دو تا مهمون مخصوصی که گفتم

و اینم ژله هایی که مامان برا پذیرایی از دوستات درست کرده

اینم بگم که آخر سر کلاهاتو جمع کردی و بادکنکایی رو که برده بودمو مربیات وصل کرده بودن به میزت کندیو که الا بلا ببریم خونه . قربونه حس مالکیتت که خیلی قویه.


تولد و مهد کودک
