سلام یه دونه ی زندگیم
سلام عشق مامانی سلام جونه مامانی شرمندته مامانی . این رو زا سرش شلوغه و نمیرسه وبلاگتو آپدیت کنه. گل پسر مامانی خیلی خیلی باهوش و شیطون شدی دیگه نمیتونیم کاری بی حضور تو انجام بدیم و البته اینو بگم که دیگه کامل کامل با پوشک خداحافظی کردی و برا خودت مردی شدی و حدودا یه ماهی میشه که کامل میری دستشویی و خرابکاریم نمیکنی فدات بشه مامانی. دیگه کامل جمله میبندی و علاوه بر اون تازگیا شعرم میخونی (جوجه جوجه طلایی نوکش سرخ و حنایی چگونه بیرون جستی )قربو نه زبان شیرینت . خونه ی همه ی فک و فامیلو بلدی وتا به حوالی خونه شون میرسیم خیلی دقیق اسمشونو میگی که خونه کی میریم. هر چی خراب میشه بابا درست میکنه هر چی تموم میشه بابا میخره قربونت برم تازگیا...
نویسنده :
مامان اروین
10:21
کلی تبریک
سلام پسرم سلام جونم کلی تبریک دارم برات بعد کلی غیبت با کلی تبریک اومدم اول از همه چهار شنبه سوریت مبارک امسال چهار شنبه سوری رو بهتر از سالای قبلت درک میکردی و هی میگفتی بمب پاتدادی و میخواستی که بریم بمب بندازیم الانم که الانه میخوای بمب بندازیم تا شما حال کنی .دومین تبریکم برا آغاز سال 1392 هست که امیدوارم سال خوبی برامون باشه الهی که سالمو تندرست به هر چی میخواییم تو این سال برسیم که سلامتی بزرگترین خواستمون از خداست امسال سال تحویل خونه بودیم بعد سال تحویل که ساعت 20.20 بود رفتیم چند جا عید دیدنی که تو هم هی عیدی میگرفتی و میگفتی عیدی عیدی.قربونه زبون شیرینت فرداشم حرکت کردیم تهران که امسال با خاله نگار اینا همسفر بشیم که جریان س...
نویسنده :
مامان اروین
12:14
روزای آخر سال
سلام دوستان این پست برا قبل عید اما وقت نشد از حالت ثبت موقت درش بیارم . اینروزا که بوی عید میاد سر مامانی شلوغه و زیاد نمیتونم بهت برسم عزیز دل مامانیم از 4 شنبه مریض شده و تازه داره یواش یواش خوب میشه از 4 شنبه بعد از ظهر اسهال و استفراغ شروع شد و بعد از ظهرم که مامانی کار داشت و با ثمین مونده بودی کلی خرابکاری کرده بودی فدای تو مامانی بعدش با بابا و ثمین رفته بودی بقول خودت دوکتور اما خوب حالت خوب نشدو شب مجبور شدیم ببریمت بیمارستان . خانوم دکتر معاینت کرد و شما گل مامانی گریه نکردی شیر مرد من شاهزاده ی من گاها حس میکنم یه هویی بزرگ میشی و در کت اینقدر بالا میره که بیشتر از سنت نشون میدونی .فرداشم حالت خوب نبود تا جمعه که یه کوچولو حالت...
نویسنده :
مامان اروین
10:03
یاد پدر
… دخـتــَــر کـه بــاشی میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ آغــوش گــَرم پـــِدرتـه دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی چه بـاشه چـه نبــاشه قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته و وای به روزی که این نگهبان پر بکشه و بره یهو به خودت بیای ببینی 18ساله رفته فکر کن 18 سال ،چقدر زیاد ،ومن انگار هررو ز بیپدر میشمو یادش برایم زنده تر میشه هر سال 15 روز به ع...
نویسنده :
مامان اروین
11:54
تولد و مهد کودک
شنبه ی هفته ی پیش یعنی دو روز بعداز روز تولد برا آقا اروین نفس مامانی تو مهد یه تولد کو چولو گرفت گرفتیم بقول اروین خانوم مودیر کلی زحمت کشیده بود و جایگاهه اروینو تزئین کرده بود منم کیک و کلاه و چند تا بادکنک بردیم تا اروین خوشگلم و دوستاش کلی حال کنن . من یکم دیر رفتم و رفتم دیدم دوستای اروین براش کلی رقصیدن. و منتظر من شدن شرمنده ناز گلم آخه دوتا مهمون ویژه هم داشتیم که تا اونارو بردارم و اجازه مبینا رو از مدرسه اش بگیریم طول کشید و اما عکسای تولد در مهد . این از کیک تولدت و تزئین میزش که خانوم مدیرتو مربیات زحمت کشیدن(دستشون درد نکنه) آقا تولدت مبارک این چه قیافه ایه گرفتی اینجام داری شمع تو میذاری ت...
نویسنده :
مامان اروین
10:40
روز تولد
فووووووووت …. فوووووووت ….. فووووووووت … فوووووووت …. بیا شعما رو فوت کن !!! تولدت مبارک !!!امروز با شکوهترین روز هستیست روزی که آفریدگار تو را به جهان هدیه داد و من میترسم به تو تبریکی بگویم که شایسته تو نباشد به زمین خوش آمدی فرشته ی مهر و زیبایی تولدت مبارک ا روین نازم نفس مامانی تولدت مبارک الهی که 120 ساله بشی و سالیانه سال برات تولد بگیریم عزیزم روز به روز بیشتر عاشقت میشم و شما دوست داشتنی تر. خلاصه که تولد دو سالگیت مبارک و باز میگویم چه زود قد کشیدی نفهمیدم کی اینروزا گذشت و تو الان نازم میکنی عصبان...
نویسنده :
مامان اروین
19:36





