اروین و عزای حسین
امسال اروین جونی محرم رو بیشتر از سال قبل درک میکرد براش یه کم سنگین بود اما سعی میکر د تو اون دل کوچیکشهمه چیو بدونه و از همه چی سردر بیاره . امسالم نذرمو ادا کردمو پیرهن مشکی تنت کردم یادمه مادرمم تا محرم میشد لباسای مشکی تنمون میکرد و میگفت افتخارم تو زندگی اینه که حسینی باربیایین که الحمدالله هم چنین شد اما حیف که... بگذریم حالا پیرهن مشکی رو که میپوشیدی بهت میگفتن چرا اینو پوشیدی میگفتی شهید شده میگفتن کی میگفتی حسین حسین و چنان با علاقه برنامه هارو دنبال میکردی که انگار که سالهاست با این دسته ها همراهی اما عزیز دلم امید وارم ما روببخشیبخاطر دروغی محرم گفتیم که بابایی داره میره پیش دوستش ،دوستش مریضه و بیمارستانه چون اگه م...
نویسنده :
مامان اروین
17:33




