سلام دوستان این پست برا قبل عید اما وقت نشد از حالت ثبت موقت درش بیارم . اینروزا که بوی عید میاد سر مامانی شلوغه و زیاد نمیتونم بهت برسم عزیز دل مامانیم از 4 شنبه مریض شده و تازه داره یواش یواش خوب میشه از 4 شنبه بعد از ظهر اسهال و استفراغ شروع شد و بعد از ظهرم که مامانی کار داشت و با ثمین مونده بودی کلی خرابکاری کرده بودی فدای تو مامانی بعدش با بابا و ثمین رفته بودی بقول خودت دوکتور اما خوب حالت خوب نشدو شب مجبور شدیم ببریمت بیمارستان . خانوم دکتر معاینت کرد و شما گل مامانی گریه نکردی شیر مرد من شاهزاده ی من گاها حس میکنم یه هویی بزرگ میشی و در کت اینقدر بالا میره که بیشتر از سنت نشون میدونی .فرداشم حالت خوب نبود تا جمعه که یه کوچولو حالت...